فیلسوفان مسلمان، انسان را دارای دو ساحت میدانند؛ نخست، نفس و دوم بدن است؛ همانگونه که بدن انسان نیاز به غذا، حفظ و نگهداری دارد، روح انسان هم نیاز به حفظ و بالندگی دارد؛ غذاهای مختلفی برای روح در نظر گرفته شده که شاید یکی از اساسیترین آنها دعا است؛ دعا جدا از آنکه در آرامش روح نقش بسزایی دارد، در تربیت آن نیز بسیار مؤثر است. در واقع از آنجا که انسان یک موجود فرامادی است و برای ادامه بقاء خویش و نیفتادن در چنگال پوچی، بیهدفی و کمرنگ نشدن ارزشهای معنوی میل به خداجویی، کمال یابى و احساس دینگرایی دارد، از همینرو دقیقاً بشر قرن بیستویک به دنبال چنین گم شدهای میگردد؛ از اینرو در بُعد معنوی آن در تلاش و کوشش است تا با همه ابزار و وسایل مشروع، ایـن میل و احساس خود را اقناع کند و چشمها و چشمههایی را بهسوی معشوق بگشاید؛ دعا بهترین راه و وسیلهای است که آن مهم را سـامـان میبخشد، یعنى انسان را با کمال مطلق پیوند میزند و با او ارتباط ایجاد میکند؛ برقراری ارتباط با منبع و سرچشمه هستی و استمداد از او به ترمیم قوای روحی انسان کمک نموده و باعث تسکین بسیاری از گرفتاریها و رنجوریهای روحی- روانی میشود؛ از اینرو برقراری ارتباط با خدا را برای انسان همانند آب ضروری دانستهاند. دعا و نیایش از جمله راههای ذکر و ارتباط با منشأ هستی و پیوند انسان با خدای یکتا بوده و موجب پرواز روح بهسوی ملکوت و فضای معطر معنوی و عرفانی میشود و در ضمن دارای اثرات مطلوب و بسیار ارزشمند روحی، روانی تربیتی است که حتی دانشمندان علوم جدید نیز مکرراً به آثار مفید آن در بهداشت و سلامت جسمی اعتراف نمودهاند (ابراهیمی 1391: 25)؛ اما فارغ از آرامش همین اتصال با منبع وحی باعث کمک و در مسیر قرار گرفتن فرد میشود، فرد بهوسیله همین ارتباط تمام حرکات و جوانبش را همساز و همصدا میکند تا وصول بهحق بهآسانی صورت پذیرد، کسی که این مسیر را یافته باشد، بیشک وسایلی فراهم میکند که کودک خویش را در همین مسیر قرار دهد. در این مقاله به بررسی تأثیر دعا در تربیت و نیز چگونگی استفاده از ملزومات آن در سیستم تربیت دینی فرزندان پرداخته شده است.