مبانی گزارههایی خبری هستند که عموماً از دانشهایی دیگر وام گرفته میشوند و اهداف، اصول، ساحتها، مراحل، عوامل، موانع و روشهای تعلیم و تربیت اسلامی را میتوان منطقاً از آنها استنتاج کرد. بنابراین، مقصود از «مبانی معرفت شناختی تعلیم و تربیت اسلامی»، گزارههایی از دانش معرفت شناسی است که برای استنتاج این موارد به کار میرود. معرفت شناسی به طور مطلق، دانشی است که درباره تعریف معرفت، امکان معرفت، انواع معرفت، راهها و ابزارهای کسب معرفت، معیار صدق معرفت، معیار توجیه و اعتبار انواع معرفتها بحث میکند. گاه نیز مسائل مزبور تنها درباره حوزهای خاص مورد بحث قرار میگیرد و با اضافه به آن حوزه از معرفت، از معرفت شناسی مطلق متمایز میشود. مانند معرفت شناسی علوم تجربی و معرفت شناسی اخلاق. درباره تعلیم و تربیت اسلامی علاوه بر مسائلی که درباره معرفت به طور کلی مطرحاند و طبعاً در معرفتهای مربوط به تعلیم و تربیت نیز قابل طرحاند، و لازم است مبانی مورد قبول خود را درباره آنها بیان کنیم، برخی مسائل در حوزه دین و درباره معرفتهای دینی به طور خاص مطرح میشوند که باید موضع خود را در قبال آنها نیز مشخص کنیم. به این ترتیب، مقصود از «مبانی معرفت شناختی» در اینجا، گزارههایی از معرفت شناسی مطلق و معرفت شناسی دینی است. البته باید متذکر شد که، همه گزارههای معرفت شناختی از مبانی محسوب نمیشوند، بلکه تنها آن دسته از گزارهها مبنای تعلیم و تربیت اسلامی خواهند بود که از آنها بتوان در تعیین مؤلفههای آن استفاده کرد.