پژوهش حاضر باهدف تبیین دو مبنای انسانشناسی اصالت روح و فطرت در روایات اسلامی و دلالتهای تربیتی آن، با روش توصیفی- اسنادی و تحلیل محتوا انجامگرفته است. بررسی مبانی از محوریترین موضوعات در حوزه علوم انسانی است. مبانی به تمام هستها و نیستها، ریشهها و شالودههای زندگی انسان ارتباط داشته و روی تمام ابعاد حیات انسانی اثرگذار است. هیچ نوع رفتار و از هیچکسی و با هر گرایشی بدون مبنای رفتاری نیست. اصالت روح در اینجا به این معناست که بخش اصیل وجود آدمی روح اوست. تحلیل مبنای اصالت روح در روایات اسلامی محور آراء و دیدگاههای متفاوتی قرارگرفته است. مبنای فطرت یا سرشت مشترک نیز از موضوعات مهم و چالشبرانگیز بوده و دارای دلالتهای مختلف در زندگی انسان است. برخی از یافتههای پژوهش عبارتاند از: حدود نصف از معارف اسلامی، مبتنی بر اصالت روح است. اغلب محققان در این زمینه به آیات مبارکه تمسک کرده و در باب روایات مربوطه به دلیل پیچیدگی و تعارضات، بهصرف استناد قانع گردیده و به مرحله جمعبندی نرسیدهاند. وانگهی اصالت روح اغلب از مسیر معلول به علت صورت گرفته است؛ یعنی از طریق آثار فقهی، کارکردها، ویژگیها و مانند آن. اصطلاح مبنای فطرت نیز در منابع و ادبیات اسلامی و روانشناسی با عبارات مختلف مانند سرشت مشترک، شاکله، ذات، هویت، سجیت، معرفتها و گرایشهای ذاتی، تکوینیات، نوع هدایت و فطرت یادشده است. این دو مبنا دارای دلالتها و کارکردهای مختلفی در زندگی انسان است.